اتفاقات عجیب 1404
به پاییز 404 رسیدیم، همه ت. حاله ای از ابهام بود، ابا سال تحصیلی امسال چطور میگذره، سایه جنگ همش حس میشد و دل نگرانی ها وجودمون را گرفته بود، در هر 1ورت سال جدید تو مدرسه جدید برای بچه ها هم کمند و هم کیمیا که وارد مرحله ای جدید ی از زندگی شده بود شروع شد، انتخاب رشته ای که اون موقع مشخص نبود بر سر علاقه است یا اجبار چون گزینه ای دیگر نداشت، کمند هم با آیلین باهم وارد مدرسه و مرحله جدید شدن کیمیا حاضر نشد عکس بگیره مدرسه خوبی داشتن کلاسهای کامپیوتر و هوش، نجوم، فن بیان و.... تو بطن کار مدرسه بود و کمند این تنوع را دوست داشت، یک آقای صمدی داشتن که کمند بهش می گفت آقای غر غریان ،دبیر ریاضی و بازرس استان بود بسیار شوخ و خوش ا...




